هیوماسِر

humasaur

امیدوار چنانم که کار بسته برآید
وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آید

سعدی

منوی بلاگ

بسم الله اگر حریف مایی

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ب.ظ
تو اتوبوس واحد دانشگاه نشستم. به صفحه گوشی ام نگاه میکنم ،ساعت 5:30 بعد از ظهره؛ هوا تقریبا تاریک شده. پرده واحد رو کنار میزنم و دست خیالاتم از دستم رها میشه. آلارم گوشی ساعت شش صبح زنگ زد. اووف باز هم دوشنبه شد و کلاس هفت و نیم ِکمپلکس. از رخت خواب خنک دم صبح بلند میشم و موهام رو جمع میکنم. صبحانه میخورم و راهی دانشکده میشم. کلاس پشت کلاس، دستکش لاتکس پشت دستکش و تماس پشت تماس. ساعت پنج شده و دانشکده به جز بخش لابراتور تاریکه. بلاخره دست از کار میکشم و روپوش رو در میارم و راهی خوابگاه میشم و امیدم به شام آماده خوابگاه و هم اتاقی ای که برام چای درست بکنه است. 
حالا فکرش رو بکن. ساعت 5:30 بعد از ظهر شده. راهی خونه میشم. ماشین رو پارک میکنم. دلم تنگ پسر شش ساله و دختر چهار ساله ام شده، میبوسمشون .میرم تو اتاق و لباسم رو عوض میکنم. دست و صورتم رو میشورم و کتری رو روی اجاق میزارم. سهم شیر و میوه و ناهار بچه ها رو تو یخچال چک میکنم که خورده باشند. گوشت و سبزیجات رو از فریزر در میارم. به نشیمن برمیگردم و بچه ها خودشون از نگاهم میفهمند که باید از صفحه تلویزیون دور بشوند. کنارشون میشینم و از روزشون میپرسم. پیغام گیر تلفن رو چک میکنم و هم زمان ربات ها و ماشین های پسرم رو به اتاقش میبرم و مدادرنگی ها و دفتر دخترم رو جمع و نقاشی هاش رو نگاه میکنم. صدای کتری میاد و دوباره به آشپزخونه بر میگردم. چای رو دم میکنم. صدای اذان بلند میشه. وضو میگیرم و چادرم رو به سر میکنم. سعی میکنم جلو دید بچه ها نماز بخونم. چه دعاها که بشه تو قنوت این نماز کرد. دعا کرد و اجابت بشه و صدای آشنا و دلنشین چرخش کلید در توی گوشم طنین انداز بشه و لبخند به لبم بیاد.
زندگی سخت شده و سخت تر بشه، ما باشیم و نوای بی نوایی ... .

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۱
Huma Saur

نظرات  (۶)

آخرش گفتین سختی ،حس متن بیشتر خستگی بود ولی خیلی شیرین بود.
پاسخ:
درست میفرمایید
ممنونم.
شاید در آینده دلتنگ همین خوابگاه و شام ش بشی... مثل من که الان شدم...

+کاش زندگی آینده ت همین قدر زیبا باشه :-)
پاسخ:
حداقلش دلتنگ همین دو سال و اندی اش میشم. 

+ برام دعا کن جناب آووکادو :-)

+دعای من مستجاب میشه؟
پاسخ:
از اون مدل حرف‌ها آووکادو عزیز؟!
هوم...
پاسخ:
:-)
۲۳ آبان ۹۶ ، ۲۳:۴۲ نیمه سیب سقراطی
خستگی همیشه هست، کاش به خستگی های شیرین تری برسیم ...
پاسخ:
زندگی همیشه بر وفق مراد نمیچرخه، انشالله :-) 
۱۲ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۱ خمار مستی
خوابگاه...
امان از خوابگاه، یادش از ذهن هیچکس کنده نمیشه.
و امان از زندگی که گاهی سخت تر و سخت تر میشه
زندگیتون پر از عطر خوشبختی
پاسخ:
:-))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">