I learned

هر گاه صحبت از یک رابطه می شه، می ترسم! می ترسم از دو راهی های زیادی که بعد از ورود به یک رابطه سر راهم قرار می گیرند. می ترسم که تصمیمی اشتباه بگیرم، می ترسم وظایفم را نشناسم، می ترسم بی تجربگی ام بر عقل و احساسم پیشی بگیره. گذر زمان، دوران دانشجویی و زندگی مجردی من رو به دختری مستقل تر، با اراده تر و با قدرت تعقل بیشتری تبدیل کرده. در چند هفته گذشته شرایط جدیدی را تجربه کردم و دوست دارم با شما هم در میان بزارم. روزهای زیادی از چند هفته گذشته من و تنها یکی از هم اتاقی هام توی اتاق بودیم. باور کردنی نیست! مثل یک بحران بود. مثل یک چالش! باید حواسم را بیشتر جمع رفتارم می کردم،  بیشتر به او توجه می کردم، باید هر دو مراقبت بیشتری برای گرم نگه داشتن جو بین مون می کردیم. راستش بیشتر خودمون را در معرض دوری از هم و ایجاد تومور سکوت حس می کردم. انگار باید جای خالی سه نفر دیگه را هم جبران می کردیم. تا به الان، تا به همین بیست و چند سالگی ام پایان هر مسئله ی پیش اومده ای، یاد گرفتم که راه گشای اون در توکل، تعقل، صبر و قناعت بوده.

  • جمعه ۴ اسفند ۹۶
آوو کادو
میدونی نمیشه برای این پست کامنت گذاشت؟
:-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بدون سر و صدا، سخت تلاش کن
اجازه بده موفقیتت سر و صدا کنه!
Designed By Erfan Powered by Bayan