آفتاب

دهانه طوفان

شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۴۳ ب.ظ
خود را سوار بر قایق کوچک و دنجی تصور کنید که یک غروب دل انگیر و چشم نواز را نظاره می کنید. نیمه خورشید در آب پنهان شده و بر سطح آب تلالو درخشانی را ایجاد کرده است. دریا آرام است و تکان های کوچک قایق، هم چون لالایی مدهوش کننده ای است. قدر این لحظات را می شناسید؛ می دانید این همان لحظاتی است که سه سال برای رسیدن به آن پارو زده اید. اما شرایط همین گونه باقی نمی ماند. ناگهان بارانی شدید می گیرد و طوفانی بر پا می شود. چیزی تا شب باقی نمانده است. تماما خیس می شوید و دید خود را از دست می دهید. جهت نما تان را پیدا نمی کنید. یک آن به خودتان می آیید، ذهن تان را آرام می کنید و سعی می کنید به دانش تان پناه ببرید. جهت را پیدا می کنید. قایق تان را از آب خالی می کنید و می خواهید به مقصد و مقصودتان برسید. 
داستان کوچکی که تعریف کردم یک داستان واقعی ست! داستان یک من دانشجو دندان پزشکی است در طوفان دهان بیمار! 

+ هنوز یک ماه از شروع سال جدید گذشته، پس مبارک تون باشه! :-)

  • ۹۷/۰۲/۰۱
  • آفتاب

انجمن شاعران مرده

نظرات  (۱)

امیدوارم که مسیر رو هیچ وقت گم نکنید...
پاسخ:
ممنونم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">